قهرمان ميرزا عين السلطنه
3264
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شب خودشان بردند . امروز حقيقتا شكار كاملى كردند ، اما جان سگ كندند و خيلى طاقت دوندگى دارند . و جمعيت هم آنقدرها نيست . اين همه كبك را نمىدانم چه بايد كرد . شب فرستادم شماره كبك امروز را نمودند هشتاد و چهار قطعه شكار شده بود . حسن و مشهدى آقاسى اين زمستان را كه مشكل است از شهر بيايند . خير اللّه بيك در گرمارود مشغول تدارك فتنه است . ميرزا حسن خان در شترخان ، [ است ] افراسياب خان دريادشت . جمعى هم در تنكابن داريم . جناب شيخ هم در قزوين . خدا خودش به داد من برسد . من يك نفر از عهدهء يك اردو مفتن و دشمن برنمىآيم . دن كيشوت ده روز است جلد دوم كتاب « دون كيشت » را شروع كردهام ، نزديك اتمام است . هر كس خوانده مىداند چقدر بامزه و مضحك نوشته است . يك صفحهء آن را ممكن نيست آدم بخواند و خنده نكند . گاهى به قدرى من مىخندم كه نوكرها گمان مىكنند ديوانه شدهام . حقيقتا « سروانتس » در تصنيف اين كتاب و تقليد شواليههاى قديم هنگامه كرده . كتاب طباخى ما بىمصرف مانده . نه اين آدمها كه هستند قابل طباخى نه ملزومات آن جز گوشت چيزى يافت مىشود . امروز سردتر از ديروز است . براى آب خيلى سخت مىگذرد . تمام آب و سنگ و آسياها از كار افتاده ، مردم به عسرت دچار شدند . حمامها هيچ آب ندارد هيچ سال مىگويند زمستان به اين سردى نمىشد . باز برويم سر حكايات دون كيشت . فعلا حكمرانى سانكو را مىخوانم كه خيلى شبيه است به فرمانفرمائى الموت من . نايب الحكومهء كوهى يكشنبه پنجم - باد مىآيد و سرد است . ديروز هم برف آمد بهقدر سه انگشت . بيشتر از ده كبك نگرفتند . خيلى كم شده است . گدوك بند آمده . حسن و مشهدى آقاسى مشكل بتوانند حركت كنند . افراسياب خان هم موقع به دست آورده اسبدوانى مىكند و در هر كاغذش كه به هركس مىنويسد نسبت بىقانونى به من مىدهد . خير اللّه بيك گرمارود بود ديشب اوانك امروز گويا ورك برود . بلوك گردشى مىكند . احدى نيست سؤال كند تو در ملك ديگرى براى چه مىروى و افساد مىكنى . واقعا اگر ما مشروطه شديم و متمدن گرديدهايم نهايت قباحت را دارد كه مثل خير اللّه كوشكى خر احمق كوهى را نايب الحكومهء ولايت خود قرار بدهيم . يعنى اين قباحت و خجلت را آنها بايد